jump to navigation

فنجان قهوه و بودن آوریل 2, 2009

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
3 comments

هوس می کنی یک فنجان قهوه داغ دستت بگیری و بری بیرون بشینی روی یک نیمکت یا یک سکوی سیمانی یا راحت روی دیواره خاکستری کنار پله ورودی. بعد فنجان را تو دستت بگیری محکم محکم تا گرماش وارد دستات بشه و بعد یک فکر جالب مثل یک جرقه میاد تو ذهنت:‌ من هستم…..بودن کار سختی نیست.