jump to navigation

تاریخ و روایت مه 24, 2008

Posted by chicagonameh in ایران, تاریخ, جنگ, زندگی روزمره.
4 comments

کسانیکه به تاریخ علاقه داشته باشند می دانند که تاریخ  به  تحلیل حوادث از طریق شرح جزییات و بررسی انگیزه های افراد و شرایط زمان و مکان ایشان می پردازد. در حالیکه روایت شرح واقعه ایست از دید یک شاهد و معمولا آمیخته به نظرات شخصی و موثر از پیشداوریها و باورهای فردی.

شکی نیست که تاریخ مذهبی در اسلام به شدت تحت تاثیر روایت است. تقدس شخصیتها و علاقه راویان به اثبات برحق بودن یکی و باطل بودن دیگری ایشان را بر آن داشته است تا به ارایه تصویری حماسی و احساسی از وقایع و رویدادها بپردازند.  به نظر می رسد که تاریخ معاصر و ثبت آنهم تحت تاثیر چنین سنتی مانده است. این امر در دوران معاصر امکان تحلیل رویدادها را از ما ستانده است و به جای آن باور را قرار داده است.

این امر درباره تاریخ دفاع هشت ساله و حماسی مردم ایران در برابر تجاوز صدام حسین صادق است. در حالیکه هر ساله روایتهای  مختلفی  را از نبردهای این دوران و استراتژیها و سیاستهای در پیش گرفته در آن می شنویم از یک کتاب تاریخی درباره این حادثه سترگ محروم مانده ایم. البته شاید هنوز زود باشد چون بتازگی مورخین توانسته اند از وفاداریهای سیاسی بگسلند و درباره بزرگمردی چون مصدق  سخن بگویند. 

از این منظر صحبتهای اخیر فرماندهان ارشدی چون سرداران شمخانی و صفوی درباره نقش بنی صدر – ریاست جمهوری وقت-  جالب توجه است. این دو او را خاین ندانسته اند. و براستی چرا بنی صدر باید خیانت پیشه می کرد؟ او بواسطه درگیری در یک جنگ قدرت داخلی بایستی خواهان یک پیروزی نظامی برای کسب وجه سیاسی  بوده باشد.  از این منظر این دو وارد تاریخ شده اند و با روایت بدرود گفته اند. 

رنجها و دردها و زخمهای هشت سال نبرد بی شمارند و براحتی درمان نمی پذیرند. با اینحال بررسی رویدادهای آن می تواند به ما کمک کند تا به یکدیگر احترام بگذاریم. چون همه گروهها و اقشار در آن تلاش شرکت جستند. از بسیجیانی که با دست خالی در شلمچه جنگیدند تا ارتشیان که از زندان عازم رزمگاه شدند. 

سیاستهای نادرست و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نباید باعث بی توجهی ما به رزمندگان و سربازان آن دوره باشد. امری که بسیاری از ما به آن مبتلا هستیم و با یادآوری رنجهای خود و خانواده هایمان – که بسیار مقدس و حقیقی هستند – خود را معاف از تایید جانبازی کسانی می دانیم که امروز با گمنامی در کنار ما به زندگی خود ادامه می دهند و در بسیاری موارد با مشکلات فراوانی مواجه هستند.

بیایید به جای روایت فتح به ثبت آن بپردازیم.

پانویس:

…. راستی کدام ان جی اوهایی در حوزه رزمندگان و خانواده های ایشان فعالیت می کنند؟

جاش گروبن مه 24, 2008

Posted by chicagonameh in موسیقی.
add a comment

مک کین و راست مسیحی مه 23, 2008

Posted by chicagonameh in آمریکا چگونه آمریکا است, زندگی روزمره, زندگی روزمره-سیاسی.
add a comment

(ترجمه بهتری برای Christian Right  به نظرم نرسید)

امروز شبکه CNN با چند کارشناس سیاسی که دو نفر از آنها به راست مسیحی تعلق داشتند مصاحبه می کرد. سناتور مک کین از تایید چند واعظ و کشیش برجسته اونجلیکان خودداری کرده است.  از جمله جان هگی یک اونجلیست تگزاسی که با استناد به عهد قدیم و جدید و سایر کتب باستانی به تفسیر و تایید حوادث گذشته و پیش بینی آینده می پردازد.  گرچه جان هگی این اعلام برائت را به نفع هر دو طرف دانسته است با اینحال بسیاری بر این باورند که برای پیروزی در انتخابات آقای مک کین به چنین افرادی احتیاج دارد.

این مفسران عقیده دارند که در سال 2004 حمایت این افراد و کلیساهایشان از جورج بوش به پیروزی او در ایالت اوهایو منجر شد که نتیجه انتخابات را به نفع او تغییر داد. وعاظ کلیسای اونجلیکن در بسیج اعضاء کلیساهای خود و کشاندن آنها به پای صندوقهای رای بی اندازه موفق بوده اند. سناتور مک کین که وارث یک جنگ  و یک رییس جمهور نامحبوب است به چنین بسیج کنندگانی احتیاج خواهد داشت تا حزب جمهوریخواه را متحد کند.

پرسش این است که بهای این حمایت چه خواهد بود؟  سناتور مک کین به جناح سنتی و نه محافظه کار حزب جمهوریخواه تعلق دارد و بهمین دلیل برای میانه رو ها که علاقه ای به راست مسیحی ندارند جذاب است. آیا برای کسب رضایت محافظه کاران و راست مسیحی او آراء طبقه شهری و میانه رو را قربانی خواهد کرد؟ آیا راست مسیحی از این حربه برای شانتاژ او استفاده خواهد کرد؟

کنسرت استاد شجریان در دانشگاه نورث وسترن مه 23, 2008

Posted by chicagonameh in موسیقی ایرانی, زندگی روزمره.
Tags:
2 comments

 شنبه بیست و چهارم می استاد شجریان و گروه آوا در دانشگاه نورث وسترن به اجرای موسیقی سنتی ایرانی خواهند پرداخت. بهای بلیط این برنامه 75$، 85$،95$ و 100$ اعلام شده است. علاقمندان برای تهیه بلیط می توانند با شماره تلفن 9633-750-866-1 تماس بگیرند. 

می خواستم چیزی درباره بهای بلیط بنویسم، دیدم درست نیست. به هر حال در جریان هزینه های واقعی برگزاری چنین برنامه هایی نیستیم و باز جای شکرش باقیست هنوز صدای استاد طنین می افکند. این فرصت خوبی برای همه علاقمندان موسیقی اصیل ایرانیست.

 

درجه یک و درجه دو مه 22, 2008

Posted by chicagonameh in زندگی روزمره.
add a comment

کشف درجه دو بودن چندان خوشایند نیست. بخصوص وقتی که کسی را درجه یک بدانی. ولی وقتی که باهاش کنار بیای و بری دنبال آدمهایی که برای آنها درجه یک هستی احساس رهایی می کنی. بعضی اوقات فکر می کنم این یعنی اینکه دیگه دنبال این نیستی که خودت را اثبات کنی.

وقتی هستی دیگه چه چیزی به اثبات نیاز دارد.

 

همیلتون جردن درگذشت. مه 20, 2008

Posted by chicagonameh in تاریخ, زندگی روزمره-سیاسی.
2 comments

برژینسکی, مشاور امنیت ملی در زمان کارتر؛ گفته بود: «من مسوول دیکتاتورهای حاکم و دولتهای بزرگ هستم، همیلتون شما مسوول دیکتاتورهای سابق و دولتهای کوچک هستید.» همیلتون جردن مردی متفاوت از نخبگان واشنگتن نشین بود.

جردن زندگی سیاسی خود را با کار کردن به عنوان یک استراتژیست سیاسی برای جیمی کارتر شروع کرد و در هنگام مبارزه انتخاباتی کارتر برای ریاست جمهوری از جمله مشاوران ارشد او شد.  پس از پیروزی کارتر در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان رییس ستاد کاخ سفید در دولت او مشغول به کار شد. گرچه سیاست خارجی در حوزه مسوولیت قرار نداشت به دلیل نزدیکی به رییس جمهور بارها به عنوان نماینده او راهی مذاکراتی شد که اعضای دولت از شرکت در آنها واهمه داشتند.

پس از پیروزی انقلاب و گروگانگیری جردن از معدود اعضای کابینه کارتر بود که  مذاکره با دولت ایران را تا ماجرای طبس ادامه داد. و حتی یکبار در جریان بحران گروگانگیری با یک مقام ارشد ایرانی در پاریس ملاقات کرد. گرچه او از این مقام در خاطراتش نام نمی برد با اینحال در ترجمه فارسی کتاب خاطرات او «بحران» از صادق قطب زاده به عنوان این مقام یاد شده است.

 او همچنین کوشید با دور کردن شاه از آمریکا و مصر از انگیزه انقلابیون در دشمنی با آمریکا بکاهد. مقصد پیشنهادی او کشور پاناما بود جایی که همیلتون خود را از دوستان نزدیک دیکتاتور حاکم ژنرال توریخوس می دانست. شاه که از همه جا خود را رانده می دید به شرط آنکه در صورت به خطر افتادن سلامتش بتواند به آمریکا باز گردد در ملاقاتش با همیلتون در پایگاه هوایی لک لند با رفتن به پاناما موافقت کرد. 

با این حال تلاشهای او بی نتیجه بود و مساله گروگانها تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری حل نشد. کارتر در انتخابات  به ریگان پرچمدار و پدر محافظه کاری نوین باخت. همیلتون به ایالت زادگاهش جورجیا بازگشت. او در 1986 در دور مقدماتی انتخابات سنا شرکت کرد و شکست خورد. دو دهه پایانی عمر او  به مبارزه با سرطان و کمک به کودکان مبتلا به آن گذشت. او در هنگام مرگ شصت و سه سال داشت.     

یک قطعه کوتاه ولی زیبا مه 18, 2008

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
2 comments

یک قطعه کوتاه ولی زیبا

آخرین روزهای سوفی شول مه 14, 2008

Posted by chicagonameh in فیلم, تاریخ, سوفی شول.
2 comments

Eine Ausstellung in der Ebert-Gedenkstätte beschäftigt sich mit Sophie Scholl.

فیلم: آخرین روزهای سوفی شول

محصول: آلمان – 2005

کارگردان: مارک روثموند

نویسنده: فرد بریندورف

بازیگران: جولیا جنش، فابیان هنریش

«پدرم به من آموخته است  تا فردی خوب باشم.» دختری که این جمله را به زبان آورد یک دختر بیست و یک ساله آلمانی و دانشجوی دانشگاه مونیخ است. سال، سال 1943 و چهارمین سالیست که آلمان در حال جنگ است. مخاطب دختر یک بازپرس گشتاپوست.  اتهام سوفی پخش بیانیه ای در مخالفت با هیتلر و ادامه جنگ است. فیلم ماجرای آخرین روزهای زندگی این دختر جوان است.

در سال 1942 گروهی از دانشجویان دانشگاه مونیخ شش نامه خطاب به مردم آلمان می نویسند و از آنان دعوت به مبارزه منفی با رژیم نازی می نمایند. از چمله این افراد هانس شول برادر سوفیست، بیانیه ها را  «گروه رز سفید» امضا کرده بود. این گروه کوچک نامه ها را به آدرسهای مختلفی در اولم، هامبورگ و مونیخ ارسال می کنند. در فوریه سال 1943 سوفی و هانس یک چمدان پر از ششمین بیانیه را به دانشگاه می برند و در حین توزیع آنها دستگیر می شوند.

در دادگاه سوفی خطاب به قاضی می گوید: «کسی باید کاری می کرد. ما چیزی را نوشتیم که بسیاری به آن باور دارند ولی تنها جرات بیان آنرا ندارند.» دادگاه سوفی و برادرش هانس و دوست مشترکشان کریستوف پروست یکی از نویسندگان نامه ها را خائن می شمارد و محکوم به اعدام می کند. «خورشید هنوز می درخشد.» آخرین جمله سوفیست.

فیلم از ساختی قوی برخوردارست. بازیگران در به تصویر کشیدن معصومیت سوفی و آن نجابت کودکانه ای که از واقعیت نمی هراسد موفق بوده اند.  مارک روثموند با استفاده از نور فیلم را بر شخصیت سوفی متمرکز می کند.  گرچه از نظر تاریخی تاثیر اقدامات سوفی و همفکرانش در رز سفید را نمی توان سنجید با اینحال شجاعت قابل تحسین او و دوستانش در ابراز مخالفت با رژیم نازی ایشان را در ردیف قهرمانان معاصر آلمان قرار داده است. لیلیان گرت-گروگ درباره آنها می گوید:» آنها این دنیا را بهتر کردند.»

این فیلمیست که باید آنرا دوبار دید. و باید حتما آنرا دید.

http://www.imdb.com/title/tt0426578/

http://www.sophieschollmovie.com/

 

روشنفکری ایرانی و گرته برداری تاریخی مه 12, 2008

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
4 comments

یکی از پرسشهایی که این روزها از خودم می پرسم برداشتهای روشنفکران ایرانی از تاریخ است. به عنوان نمونه شما تاریخ اسپانیا را بخوانید، جامعه ای که در آن مذهب نقش قابل توجه ای دارد و حتی در جنگ داخلی این سرزمین نقش مهمی ایفا می کند. تا بدانجا که پاپ  و رهبر کلیسای کاتولیک فرانکو را شمشیر مسیحیت می خواند. این کشور  تضاد و تنازع مذهب و مدرنیته را تجربه می کند و لحظه هایی را شبیه به آنچه که سرزمین ما از سر گذرانده است در تاریخ خود ثبت می کند.  اما چرا در ادبیات دهه پنجاه ایران خبری ازاین تجربه ها نیست؟ واقعا درباره جنگ داخلی اسپانیا، مبارزه علیه فاشیسم و تحولات سیاسی اجتماعی آن دوره اروپا  جز چند داستان رومانتیک چه چیز دیگری نسل روشنفکر ما درباره آن دوره خوانده بود؟ و چگونه آن حوادث را تحلیل کرده بود؟

به نظر می رسد ما دچار یک گرته برداری تاریخی هستیم و پیش از آنکه به دنبال تحلیل حوادث تاریخ معاصر، عوامل و انگیزه های بازیگرانشان باشیم به دنبال «باور» داشتن یک قرائت وارداتی از این حوادث هستیم که از چندین فیلتر ایدئولوژیکی گذشته است تا به ما برسد.  در این برخورد برداشت ما بیشتر عاطفی و از سر شیفتگیست تا برخوردی تحلیلی.

روشنفکری ایرانی خود مبتلای این سنت است و به جای سنت شکنی و پرسش تنها بتان دیگری را تعریف کرده است. از این زاویه است که بسیاری از رفتارها مشابه می گردند از این دیدگاه گروههای مختلف تنها شیفتگان اشخاص و گروههای متفاوتی هستند. این گروهها حتی از تایید وجود دیگران خود را معاف می دانند و آنها را متهم به «خیانت»، «وطن فروشی» و یا «خدمت به اجانب» می دانند.   و به این ترتیب گویی تحولات سیاسی و اجتماعی ایران برای اولین بارست که روی می دهند و برای آنها  شبیهی پیش از این نبوده است.   

به نظر می رسد که زمان شکستن سنت گرته برداری تاریخی در ایران مدتهاست که فرا رسیده است.

باز باران با ترانه مه 11, 2008

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
add a comment

باز باران با ترانه،

با نغمه های شاد کودکانه،

می زند بر بام خانه،

کودکی…..

نمی دانم چرا از همه شعرهایی که در دوازده سال مدرسه حفظ می کردیم، این چند خط به خاطرم مانده است. شاید به خاطر کودکی از دست دفته؟ شاید به خاطر باران؟ شاید به خاطر آنکه این چند خط «طرد و چابک» در ذهن می مانند.

 امروز باران دارد می بارد، یک باران سرد بهاری. بیرون پیاده رو ها خلوت است و گهگاه تک و توک چتری به چشم می خورد که در حال دویدن به سمت سرپناهیست.

امروز روز مادر است و همه رستورانها برای امروز منوی ویژه دارند تا فرزندان مادرانشان را به ولیمه ای مهمان کنند. بر خلاف ایران که روز مادر روز گلفروشهاست اینجا همه اصناف برای امروز برنامه دارند تا مشتریان را ترغیب به خرید کالایی برای مادرانشان نمایند.