jump to navigation

گروه دستان در شیکاگو اکتبر 31, 2007

Posted by chicagonameh in موسیقی ایرانی.
add a comment

2267.jpgروز جمعه گروه دستان در دانشگاه نورث وسترن به اجرای موسیقی سنتی خواهد پرداخت. در این گوشه دنیا شنیدن زخمه سه تار نعمتی است. هوا سرد شده است و برگهای درختان زرد شده است. هر روز خبری درباره ایران است. هنوز کابوسها برای قبضه ذهن یاغی ما مسابقه می دهند. عجیب است که تنها زخمه تار و ضرب دف و نغمه سنتور می توانند رقص هراس و امید را ترسیم کنند.   

قیصر امین پور شاعر ایرانی درگذشت اکتبر 30, 2007

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
add a comment

دست عشق از دامن دل دور باد!
می ‌توان آيا به دل دستور داد؟

می ‌توان آيا به دريا حكم كرد
كه دلت را يادی از ساحل مباد؟

موج را آيا توان فرمود: ايست!
باد را فرمود: بايد ايستاد؟

آنكه دستور زبان عشق را
بی ‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می ‌دانست تيغ تيز را
در كف مستی نمی ‌بايست داد

از واپسین اثر قیصر امین پور: دستور زبان عشق

جشنواره فیلمهای ایرانی در شیکاگو اکتبر 28, 2007

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
1 comment so far

جمعیت ایرانیان مهاجر و دانشجو در شیکاگو نه از نظر کمی و از نظر نسبی به اندازه بسیاری از شهرهای دیگر آمریکا نیست. در ایالات کالیفرنیا و تگزاس ایرانیان به مراتب بیشتری زندگی می کنند و جامعه ایرانیان در ویرجینیا و مریلند کم شمار نمی باشد. با این حال و طی 18 سال گذشته  فستیوال سالانه فیلمهای ایرانی در این شهر به همت مرکز فیلم گن سیسکل هر سال برگزار شده است.   

 در جشنواره امسال فیلمهای: قاصدکها در باد می رقصند، چند روز بعد، نیوه منگ، اتوبوس شبانه، آن سه، فرش ایران، کارت قرمزو سوت سکوت به نمایش درآمدند. فیلم اخراجیها هم قرار بود نمایش داده بشود که نمایش این فیلم لغو شد.  شب گذشته فیلم سوت سکوت به کارگردانی امیر حمز به نمایش درآمد که با استقبال تماشاگران مواجه شد.   

امیر حمز یک آلمانی ایرانی تبار است که در دانشگاههای برلین و لندن فیلم خوانده است. او از سال 1999 با شبکه های تلویزیونی همکاری کرده است. سوت سکوت اولین تجربه بلند سینمایی اوست.  سوت سکوت به مطالعه موسیقی زیرزمینی ایران می پردازد و می کوشد از آنچه که در پس درهای بسته می گذرد تصویری به مخاطب خود ارائه نماید. با کوبیدن به درهای فضای خصوصی جوانان و موسیقیدانان نسل پس از انقلاب سوت سکوت یک گام انقلابی بر می دارد و  چهره کلیشه ای رسانه های غربی از ایران را زیر سوال می برد. فیلم در ارائه تصویری واقع بینانه و غیر سیاسی از دنیای موسیقی زیرزمینی ایران موفق است. 

موسیقیدانان و خبرنگارانی که فیلم با آنها مصاحبه می کند، به شرح مشکلات مختلفی می پردازند که با آن مواجه هستند. فیلم به مخاطب خود کمک می کند تا به برداشتی از دستگاهی دیوان سالار بپردازد که بر امور صنعت موسیقی ایران حاکم است. مخاطب فیلم نتیجه می گیرد که قطعا بسیاری از مشکلات موسیقیدانان ریشه در برداشتهای رسمی و دینی دارد. با این حال این بورکراتهای وزارت ارشاد هستند که راه را بر یافتن یک راه حل عملی بسته اند. فیلم نمی کوشد کسی را تبرئه یا محکوم کند. تلاش فیلم بیان داستان هنرمندانی است که می کوشند در یک فضای محدود به ارائه و ساخت قطعات موسیقی خود بپردازند.  

فیلم با اعضای گروهای موسیقی متفاوتی مصاحبه می کند: رپ، راک، ترانس و پاپ و همه ژانرهای موسیقی جهانی در این فیلم حاضرند. گرچه با عطر و بویی ایرانی.  فیلم نه به خوش باوریها دامن می زند و نه باورهای سیاه و تاریک را می پسندد. سوت سکوت یک فیلم واقع بینانه درباره آدمهای واقعی است. آدمهایی که در پشت درهای بسته نوای دل خود را می نوازند. دیدن این فیلم به همه توصیه می گردد.

باران اکتبر 27, 2007

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
Tags:
add a comment

بیرون دارد نم نم باران می بارد. پاییز است. فصلی که برگها رنگ می بازند و فرو می ریزند. اما شجاعانه و به هزار رنگ .  پاییز زیبایی دارد این گوشه دنیا و زمستانی سرد و بهاری که هرگز آمدنش را متوجه نمی شوی و تابستانی که از پس زمستان می رسد و غافلگیرت می کند.

در این نزدیکی چند نفری دور هم جمع بودند و شعر می خواندند. یک قهوه خانه کوچک و نه چندان شیک با میزهای زهوار دررفته و تمییز و یک مرد آسیایی که همیشه لبخند می زند. آخرین جمعه هر ماه شب شعری بر پاست.  همه می توانند شعر بخوانند، اگر قبل از پر شدن لیست برسند. چند نفری هم شاعرند و کتاب شعری دارند و «سر سوزن ذوقی» شعری هم می خوانند. و از کارهای هم تعریفی هم می کنند. بیشترشان یا معلمند و یا استاد  در یکی از چندین دانشگاه اطراف. 

جالب است که هیاهویی در کار نیست.  در اینجا شعرخوانی به اندازه ایران باب نیست. حتی عجیب است اگر شعر بخوانی در دانشگاه هم شب شعری نداشتیم. جوانترها معمولا گروهی راه می اندازند و سازی می زنند و آوازی می خوانند.  گاهی نعره راک، گاهی یک آواز کانتری و گاهی کلمات رپ.  

 نجوای شعر در این هیاهوی مدرن زود گم می شود.

ببینم! اکتبر 25, 2007

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
add a comment

یکی بگه چطوری می شه اینجا راست چین کرد!

سلام اکتبر 25, 2007

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
add a comment

سلام

از فعلهایی که به «م» ختم می شوند تا از من حرف بزنند، خوشم نمی آید. با این حال گاهی مسافر می تواند از سفر خود بنویسد. پس این مسافر از مشاهدات خود در اینجا برای شما خواهد نوشت.