دعای جالب آگوست 13, 2008
Posted by chicagonameh in Uncategorized.add a comment
دیروز روی سپر یک ماشین دیدم: خدایا مرا آن آدمی قرار بده که سگم فکر می کند من هستم.
Lord! Let me the person whom my dog thinks I am.
صدای ایرانیان و آمریکاییان ایرانی تبار برای صلح آگوست 5, 2008
Posted by chicagonameh in Uncategorized.1 comment so far
برای شانزده سرباز آگوست 3, 2008
Posted by chicagonameh in Uncategorized.1 comment so far
در اینترنت تصاویر و فیلم شانزده سربازی که گروه دیوانه ای بنام “ریگی” به گروگان گرفته است تا نقش خیالی منجی را بازی کند پخش شده است. شانرده سربازی که کسی آنها را نمی شناسد ولی می توانند هر جوان ساده ای باشند که شما هر روز می بینید. گناه این شانزده نفر چیست؟ هیچ! مزربانند و نه در خیابانهای تهران و جلوی بازار صفویه بلکه در مرزهای واقعی این سرزمین جایی که خطر واقعی وجود دارد، جایی که دشمن سلاح واقعی و نیت پلید واقعی دارد. جایی که دیوانگان نقش راهزنان طالبان را بازی می کنند و به آن سوی مرز می گریزند تا دولت دوست و برادر دیگری پناهشان باشد!
این شانزده نفر گناهی ندارند، تنها سربازند آنهم وظیفه. سکوت دربرابر آنچه که بر ایشان می گذرد به همان اندازه دردآور است که سکوت دربرابر مرگ دکتر بنی یعقوب. هر دو ریشه در بی تفاوتی و غفلت از وظیفه انسانی دارند. هر دو بخاطر این روی می دهند که گروهی بر این باورند که هرآنچه که کنند برحقند و بقیه بر این باورند که صحت و عافیت عزیز است و اتفاقات بد به هر حال روی می دهند! چرا ساکتیم وقتی انسانی بیگناه کشته می شود؟ می خواهد لباسش سبز باشد و یا سپید.
چرا کاریکاتور نیویورکر جنجال بپا کرد؟ جولای 17, 2008
Posted by chicagonameh in آمریکا چگونه آمریکا است, زندگی روزمره, زندگی روزمره-سیاسی.add a comment
صحنه: دفتر بیضی کاخ سفید که رئیس جمهور از آنجا به امور کشور رسیدگی می کند.
اوباما: لباسی که بنظر جامه یک مسلمان می آید به تن کرده است. بسیاری او را یک مسلمان پنهانی می دانند که می خواهد با فریب مسیحیان به قدرت برسد.
میشل اوباما: لباس یک سیاهپوست افراطی را به تن دارد. در دهه هفتاد برخی گروههای افراطی آفریقایی تبار با اقدامات خشونت آمیز نظم اجتماعی آمریکا را مختل کردند.
دکور: پرچم آمریکا در شومینه در حال سوختن است و بالای تاقچه عکسی از اسامه بن لادن قرار داده شده است. پیام تصویر: پیروزی اوباما به نظر برخی پیروزی بن لادن و نابودی آمریکاست!
گرچه هیات تحریریه نیویورکر اعلام کرده است که این طرح درباره دروغهاییست که درباره اوباما گفته می شود، ولی بسیاری آنرا خلاصه پیامی می دانند که مخالفان اوباما می خواهند منتقل کنند.
بی بی سی: معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا در مذاکرات شرکت خواهد کرد. جولای 15, 2008
Posted by chicagonameh in Uncategorized.add a comment
این خبرگزاری به نقل از منابع ناشناس از حضور ویلیام برنز، معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا در کنار مقام های سایر اعضای دائمی شورای امنیت و آلمان در مذاکره با هیات ایرانی خبر داده است.
این نخستین حضور دیپلمات های آمریکایی در مذاکرات هسته ای گروه ۱+۵ با ایران است. گفتگوهای روز شنبه در سوئیس برگزار می شود.
پیشبینی می شود حضور آقای برنز در گفتگو ها به طور رسمی روز چهارشنبه اعلام شود.
**************
اولین فکرم: خبر خوب یا بد؟ یا برای نهایی کردن زمینه حمله به ایران هست که دارد شرکت می کند؟ بعدش: کاش دکتر لاریجانی یا آقای روحانی مسوول مذاکرات بودند!
متن انگلیسی خبر از آسوشیتدپرس: از این جمله اش خوشم نماید: او فقط برای گوش کردن در این مذاکرات حاضر خواهد بود و نه برای مذاکره!
پانوشت از من: با توجه به اینکه آقای برنز مقام سوم سیاست خارجی آمریکاست این می تواند برای این باشد که او ببیند آیا از مذاکره با طرف ایرانی به نتیجه مطلوب خواهند رسید یا نه. اگر نتیجه مشاهدات او این باشد که طرف ایرانی در مذاکرات صمیمانه بدنبال یک راه حل نیست؛ آنوقت چراغ سبز دادن برای حمله نظامی آسانتر خواهد شد.
WASHINGTON (AP) — In a break with past Bush administration policy, a top U.S. diplomat will for the first time join colleagues from other world powers at a meeting with Iran’s chief nuclear negotiator, The Associated Press has learned.
William Burns, America’s third highest-ranking diplomat, will attend talks with the Iranian envoy, Saeed Jalili, in Switzerland on Saturday aimed at persuading Iran to halt activities that could lead to the development of atomic weapons, a senior U.S. official told the AP on Tuesday.
Official contacts between Iran and the United States are extremely rare and although Washington is part of a six-nation effort to get Iran to stop enriching and reprocessing uranium, the administration has shunned contacts with Tehran on the matter.
The senior U.S. official, who spoke on condition of anonymity ahead of a formal announcement of Burns’ plans expected on Wednesday, acknowledged a shift in the administration’s approach but stressed that Burns would not meet Jalili separately and would not negotiate with him.
“This is a one-time event and he will be there to listen, not negotiate,” the official said.
U.S. contact with Iran has recently been limited only to discussions about the security situation in Iraq, where Washington accuses Iran of supporting insurgents. The two countries have not had diplomatic relations since the hostage crisis at the U.S. Embassy in Tehran after the 1979 Islamic revolution in Iran.
Saturday’s meeting comes at a time of acutely heightened tensions between the United States and Iran, particularly after Iranian missile tests last week prompted President Bush’s top aides to warn that the United States would defend its friends and interests in the Middle East.
The gathering in Geneva will be led by European Union foreign policy chief Javier Solana, who is seeking a definitive answer from the Iranians to an offer of incentives that the five permanent members of the U.N. Security Council and Germany presented last month.
The package of incentives was accompanied by a letter from Secretary of State Condoleezza Rice and the foreign ministers of the other five countries and sets out a scenario in which Iran would get a temporary reprieve from economic and financial sanctions in exchange for freezing its enrichment activities.
Preliminary negotiations over a permanent halt could then begin, although the United States would not join them until after Iran agrees to fully suspend uranium enrichment, which can produce the fuel needed to make nuclear bombs.
The senior U.S. official said Burns would be at the meeting with Jalili to demonstrate the unity of the countries making the offer of incentives but also to reinforce Rice’s signature on the letter from the foreign ministers.
But Burns will also “reiterate that our terms for negotiations remain the same: Iran must suspend its enrichment and reprocessing activities,” the official said.
Iran has responded to the offer through the European Union but has indicated it has no plans to stop enriching uranium — the key demand. But there are hopes that Iran may refine its response at Saturday’s meeting.
Iran says its nuclear program is purely energy-related, but the United States accuses it of trying to develop atomic arms.
On Monday, hard-line Iranian President Mahmoud Ahmadinejad said he will not accept any conditions on his country’s disputed nuclear program during the weekend talks. He said the talks will focus instead on “common” points.
At the same time, though, he said he would welcome direct, bilateral talks with the U.S. if both parties are on “equal footing” and told state television such talks could happen “in the near future.” He did not elaborate nor say whether any definite plans were under way.
کاریکاتور روی جلد نیویورکر درباره اوباما و همسرش جولای 14, 2008
Posted by chicagonameh in آمریکا چگونه آمریکا است, زندگی روزمره, زندگی روزمره-سیاسی.add a comment
حسنی به تئاتر می رود! جولای 13, 2008
Posted by chicagonameh in آمریکا چگونه آمریکا است, باورهای فرهنگی.add a comment
(این نوشته یک تجربه شخصیست و هیچ ربطی به هیچ فرد دیگری و یا حسنی دیگری ندارد!)
تابستان در شیکاگو فصل فعالیتهای هوای آزاد است و بهای آن تحمل 7 ماه سرما که 5 ماه آن سرمای سخت زمستان استخوان شکن است. مردم از هوای گرم ماههای تیر، مرداد و شهریور (ژوئن، ژوییه و اوت) حداکثر استفاده را می برند. این به معنای آن نیست که تئاتر، کنسرتها و برنامه های اجرای موسیقی دچار وقفه می شوند. در راوینیا در شمال شیکاگو ارکستر سمفونیک شیکاگو و گروههای میهمان به اجرای قطعات کلاسیک و موسیقی معاصر در هوای باز می پردازند و تئاتر مانند همیشه پر طرفدار است.
قیمت بلیط این رویدادها متفاوت است و از ده دلار تا یکصد و پنجاه دلار در نوسان است. پنج شنبه شب گذشته من تصمیم گرفتم تا به تئاتر بروم! یک فعالیت فرهنگی و کاملا معصومانه! دوستی نمایشی را معرفی کرد که در ویکرز پارک اجرا می شد. سه نشریه شهر آنرا نمایش برتر دانسته بودند و دو نشریه دیدن آنرا توصیه کرده بودند. بهای بلیط بیست دلار و کاملا متناسب با بودجه حقیر بود.
زمانیکه راس ساعت هفت به نمایشخانه رسیدم بجای دیدن یک آمفی تئاتر یک خانه سه طبقه در برابرم قرار داشت. از درب ورودی وارد شدم و ناباورانه پرسیدم که آیا نمایشی در اینجا در حال اجراست؟ به زیرزمین هدایت شدم (شاید یک سالن کوچک امفی تئاتر در پایین باشد؟). و از در کوچکی وارد سرسرایی شدم که با یک پرده از سالن اصلی جدا شده بود.
سالن نمایش یک سالن متوسط با ظرفیت صد نفر بود که مانند یک استودیو تلویزیونی چیده شده بود. صحن نمایش مربعی پوشیده از فرش در گوشه این سالن بود که دو دیوار صحنه دو ضلع آنرا تشکیل می دادند و دو ضلع دیگر آن به فاصله سی سانتیمتر از تماشگران قرار داشت. تماشاگران روی صندلیهای تاشو نشسته بودند. اینجا می توانست زیرزمینی در تهران باشد که بچه های دانشکده تئاتر مشغول تمرین در آن می بودند!
با اینحال یکصد نفر مشغول تماشای کمدی درامی بودند که بر اساس نمایشنامه ای از امیلی شوارتز ساخته شده بود. نمایش پر از بازی با کلمات بود و بازیگرانی مستعد در آن ایفای نقش می کردند. در نهایت احترام به تئاتر بر صندلی مبارک نشستم و تصمیم گرفتم دیگر بدون چک کردن محل نمایش بلیط نخرم! ولی خوش گذشت!.. گاهی هنر واقعی در کوچه پستوهای زندگیست.
روزگار غریبی است! جولای 10, 2008
Posted by chicagonameh in Uncategorized.1 comment so far
از این یادداشت نبوی کیف کردم:
http://www.roozonline.com/archives/2008/07/post_8247.php
روزگار غریبی است!
دوستت می دارند، برای آنکه در زندان بپوسی، اما نه برای اینکه بتوانی زنده بمانی و نفس بکشی. دوستت می دارند برای اینکه زیر علمت سینه بزنند، اما نه برای اینکه در چشمت نگاه کنند و با تو گفتگو کنند. دوستت می دارند برای آنکه در سکوت مطلق خفقان آور و مرگبار مرخصی طولانی نفس بکشی اما سخن نگویی تا به جایت حرف بزنند. دوستت دارند برای اینکه به نام تو شعار بدهند و به جای شان رنج بکشی. دوستت دارند برای اینکه به نام تو بیانیه بنویسند و به جای شان کشته شوی. دوستت دارند برای اینکه برای اثبات هر آنچه می گویند تو را پیراهن عثمان کنند اما تو نباید حرف بزنی، آنها قهرمانی می خواهند که تمام ترس ها و سرخوردگی ها و نبودن شان در روز سختی را پشت سر تو بپوشانند…. روزگار غریبی است.
مختومه شد جولای 10, 2008
Posted by chicagonameh in ایران, زندگی روزمره.1 comment so far
پرونده قتل دکتر زهرا بنی یعقوب مختومه اعلام شد. هیچکس در مرگ این پزشک ۲۷ ساله دانش آموخته دانشگاه تهران و عضو استعدادهای درخشان مقصر نبوده است. رای مذکور که در پایان مهلت ده روزه اعتراض ابلاغ شده است مرگ دکتر بنی یعقوب را خودکشی اعلام می کند و به نوشته تابناک همه ۸ متهم را مبری از اتهام قتل می داند و قرار منع تعقیب ایشان را صادر کرده است.
البته به نظر می رسد این حکم علیرغم دستور انتقال پرونده به تهران صادر شده باشد و این رای فاقد اعتبار خواهد بود. با اینحال بازپرس دادسراي همدان سنت قضایی جدیدی را پی ریخته است و آن عدم پیگیری یک مرگ مشکوک به قتل در بازداشتگاه است.
چطور هیچکس در مرگ زهرا مقصر نیست؟ حتی به فرض آنکه مرگ مذکور خودکشی باشد آیا آنانیکه او را در موقعیتی قرار داده اند که اقدام به این کار کند بی تقصیرند؟ آیا مامورانی که او را بازداشت کرده اند و در زندان از او مراقبت کافی نکرده اند بی تقصیرند؟
آیا مرگ یک انسان و در این مورد یک انسان فرهیخته شایسته بررسی و تحقیق نیست؟ زهرا برای خدمت به رنجوران و بیماران در یک روستای دورافتاده مشغول به خدمت بود. آیا جان این انسان شریف و این پزشک خدمتگزار تا این اندازه فاقد ارزش است که قابل پیگرد نباشد؟ و هیچ مسوول و ماموری مسوولیتی برای مراقبت از او و حفظ سلامت او نداشته است؟




