فنجان قهوه و بودن آوریل 2, 2009
Posted by chicagonameh in Uncategorized.trackback
هوس می کنی یک فنجان قهوه داغ دستت بگیری و بری بیرون بشینی روی یک نیمکت یا یک سکوی سیمانی یا راحت روی دیواره خاکستری کنار پله ورودی. بعد فنجان را تو دستت بگیری محکم محکم تا گرماش وارد دستات بشه و بعد یک فکر جالب مثل یک جرقه میاد تو ذهنت: من هستم…..بودن کار سختی نیست.



سلام
امروز با نوشته هاتون آشنا شدم . کوتاه و کامل …
بودن کار سختی نیست اما باید کار قشنگی هم باشه
شاد باشید
ممنون از pixy که متن شما رو در وبلاگش قرار داد تا وبلاگ شما رو ببینم …
کاردرستی و بس …