jump to navigation

چهارم جولای و جامعه آمریکا جولای 5, 2008

Posted by chicagonameh in آمریکا چگونه آمریکا شد, تاریخ.
add a comment

از میان تعطیلات رسمی چهارم جولای تنها تعطیلی موجود است که مبنایی ملی دارد و با تاسیس این کشور رابطه مستقیم.  زمانیکه استقلال طلبان آمریکایی اعلام استقلال کردند از نظر نظامی هیچ شانسی برای پیروزی متصور نبود. ارتش بریتانیا  جنگهای هفت ساله را با پیروزی به پایان رسانده بود و ناوگان این کشور بر دریاها حکم می راند. حتی اگر کشورهای اروپایی مانند فرانسه و یا اسپانیا مایل به کمک به انقلاب آمریکا بودند گذشتن از اقیانوس اطلس بدون نابود شدن به دست نیروی دریایی بریتانیا غیر ممکن به نظر می رسید.

 زمانیکه ایالات متحده اعلام استقلال کردند یکصد کشتی انگلیسی در رود هودسن لنگر انداخته بودند و ارتشی تازه نفس در حال پیاده شدن در نیویورک بود که بزودی نیویورک و نیوجرسی را تصرف می کرد. آینده آمریکای مستقل تاریک بود.

 پس از تاسیس کشور روز استقلال به نوعی جایگاهی معنوی و روحانی در ذهن آمریکاییان دست یافت. زمانیکه پنجاه سال بعد در همین روز جان آدامز و تامس جفرسون از بنیانگزاران و نویسندگان بیانیه استقلال که بعنوان دومین و سومین رئیس جمهور آن انتخاب شده بودند، با هم، یکی در ماساچوست و دیگری در ویرجینیا، در گذشتند، بسیاری احساس کردند که قدرتی مافوق بشری از ایالات متحده حمایت می کند. اعتماد به ستاره بخت در آمریکا یک عقیده نبود،  یک یقین و بخشی از باور عمومی به شمار می رفت.

با اینحال کمتر از یکصد سال بعد از اعلام استقلال اتحاد این ایالات در نبرد گتیسبرگ بیش از همیشه به فروپاشی نزدیک شد. در چنین روزی ارتش کنفدراسیون ایالات جنوبی در شهر گتیسبرگ پنسیلوانیا به ارتش ایالات متحده حمله کرد. پس از سه روز نبرد خونین که در آن ارتش جنوب تا مرز پیروزی پیش رفت، ارتش ایالات متحده موفق به حفظ مواضع خود و درهم شکستن ارتش شورشیان جنوبی شد. طنز تاریخ در این نهفته است که ارتش جنوب را رابرت لی فرماندهی می کرد که پدرش هری لی از قهرمانان جنگ استقلال و فرماندار ویرجینای مستقل بود. خود او با ماری کاستیس واشنگتن ازدواج کرده بود که دختر پسر خوانده جورج واشنگتن و وارث او به شمار می رفت.  

برای مردم امریکا چهارم جولای فقط سالروز یک اتفاق سیاسی نیست بلکه سالروز وقایع و افرادیست  که این ایالات متحده را متحد و مستقل نگهداشته اند.            

چهارم جولای جولای 5, 2008

Posted by chicagonameh in Uncategorized.
1 comment so far

امروز تعطیل بود، همه خانواده ها توی پارکها و ساحل دریاچه جمع شده بودند تا آتشبازی را نگاه کنند. یکی از بچه ها وبلاگ فرجام را فرستاده بود امروز خواندنش را تمام کردم. داستان خودش و آلوچه خانم این وبلاگ هم جایی شده برای زدن حرفهایی که جمع می شوند و هیچوقت زده نمی شدند. شاید خودش باعث سلامت روان جامعه بشه.