زنجان و بقیه ماجرا ژوئن 22, 2008
Posted by chicagonameh in باورهای فرهنگی.add a comment
یک نکته جالب در این قضیه تناقض در برخورد با ماجرا زنجان و بلواییست که بر سر دفتار دکتر زرین کلک در کلاس درسش برپا شد. در حالیکه ماجرای دکتر زرین کلک در اختلاف نظر او و یکی از شاگردانش بر سر مساله حجاب خلاصه می شد و همه شاهد ماجرا بودند، ماجرای زنجان بخاطر تلاش به سوءاستفاده جنسی یک مقام دانشگاهی از یک دانشجو در خلوت دفترش بر پا شد (اگر به تقدس بدن انسان در اسلام شک دارید وصیت نامه حضرت فاطمه زهرا(سلام ا.. علیه) را بخوانید: تابوتی برایم بساز که چون می گذرد هیچکس بدنم را نبیند).
در یک جا استادی سالخورده و پیشکسوت با یک دانشجوی خیره سر و پشتگرم به عمویی پر نفوذ بگو مگو کرده است و در جایی دیگر مردی بظاهر امین قصد تجاوز به بدن یک دانشجوی تنها و بی پشت و پناه را داشته است و متهم است که از قدرتش و مقامش برای این منظور بهره جسته است.
در ماجرای دکتر زرین کلک اکثریت به مذمت او پرداختند و او را مستحق نوعی تنبیه دانستند و کلام دانشجوی ایشان را فصل الخطاب. حالا در ماجرای اخیر شاهدیم که اول انگیزه متحصنین زیر سوال می رود! بعد انگیزه دختر قربانی زیرسوال می رود. حالا هم زمینه فکری همه این است: که چیزی نشده است و مدرک محکمه پسندی وجود ندارد جز فیلمی از یک دختر بی روسری! و همه این شلوغیها بخاطر هیچ بوده است. و البته قربانی اکنون متهمه است و خود اسیر زندان.
من نمی دانم صاحبان این منطق آنرا به حساب نجابت می گذارند یا عدالت یا پایبندی خود به رعایت حقوق همه. اما تناقض در استدلال ایشان و برخورد ایشان با این دو موضوع نه سالم است و نه طبیعی. کاش کمی هم از این نجابت و حسن ظن نصیب دختران و زنانی می شد که هر روز با مسائل زندگی دست و پنجه نرم می کنند و هرگاه که به قصد کمک به کسی روی می آورند از این می ترسند تنشان بهای نجاتشان باشد.
جاده ها! ژوئن 22, 2008
Posted by chicagonameh in زندگی روزمره.add a comment
“مگر اینجا آمریکاست” یکی از توجیهات رایج در میان ما برای کاستیها و چاله های جادها و خیابانهایمان است. اما اینروزها در اینجا فکر می کنم “مگر اینجا ایران است” برازنده تر باشد چون جاده و بزرگراهی نیست که تحت تعمیرات نباشد. و خیابان بی چاله وجود ندارد. و کمک فنرهای من رسما تقاضای بازنشستگی کرده اند.
در میدوست دو فصل وجود دارد: زمستان و ساخت و ساز! با گرم شدن هوا تعمیرات و مرمت جاده ها آغاز می شود و باعث بسته شدن آنها و ایجاد یک ترافیک دیوانه وار می گردد. در بزرگراه 94 معمولا یک باند از سه باند بسته است و اکنون در بخشیهای از آن دو باند از سه باند بسته است. و تازه اگر این مرمتها جاده را صاف و هموار می کرد خوب بود. معمولا چاله های بسیاری باقی می مانند که به کمک فنرهای شما یک شوک ناگهانی می دهند.


