jump to navigation

همیلتون جردن درگذشت. می 20, 2008

Posted by chicagonameh in تاریخ, زندگی روزمره-سیاسی.
trackback

برژینسکی, مشاور امنیت ملی در زمان کارتر؛ گفته بود: “من مسوول دیکتاتورهای حاکم و دولتهای بزرگ هستم، همیلتون شما مسوول دیکتاتورهای سابق و دولتهای کوچک هستید.” همیلتون جردن مردی متفاوت از نخبگان واشنگتن نشین بود.

جردن زندگی سیاسی خود را با کار کردن به عنوان یک استراتژیست سیاسی برای جیمی کارتر شروع کرد و در هنگام مبارزه انتخاباتی کارتر برای ریاست جمهوری از جمله مشاوران ارشد او شد.  پس از پیروزی کارتر در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان رییس ستاد کاخ سفید در دولت او مشغول به کار شد. گرچه سیاست خارجی در حوزه مسوولیت قرار نداشت به دلیل نزدیکی به رییس جمهور بارها به عنوان نماینده او راهی مذاکراتی شد که اعضای دولت از شرکت در آنها واهمه داشتند.

پس از پیروزی انقلاب و گروگانگیری جردن از معدود اعضای کابینه کارتر بود که  مذاکره با دولت ایران را تا ماجرای طبس ادامه داد. و حتی یکبار در جریان بحران گروگانگیری با یک مقام ارشد ایرانی در پاریس ملاقات کرد. گرچه او از این مقام در خاطراتش نام نمی برد با اینحال در ترجمه فارسی کتاب خاطرات او “بحران” از صادق قطب زاده به عنوان این مقام یاد شده است.

 او همچنین کوشید با دور کردن شاه از آمریکا و مصر از انگیزه انقلابیون در دشمنی با آمریکا بکاهد. مقصد پیشنهادی او کشور پاناما بود جایی که همیلتون خود را از دوستان نزدیک دیکتاتور حاکم ژنرال توریخوس می دانست. شاه که از همه جا خود را رانده می دید به شرط آنکه در صورت به خطر افتادن سلامتش بتواند به آمریکا باز گردد در ملاقاتش با همیلتون در پایگاه هوایی لک لند با رفتن به پاناما موافقت کرد. 

با این حال تلاشهای او بی نتیجه بود و مساله گروگانها تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری حل نشد. کارتر در انتخابات  به ریگان پرچمدار و پدر محافظه کاری نوین باخت. همیلتون به ایالت زادگاهش جورجیا بازگشت. او در 1986 در دور مقدماتی انتخابات سنا شرکت کرد و شکست خورد. دو دهه پایانی عمر او  به مبارزه با سرطان و کمک به کودکان مبتلا به آن گذشت. او در هنگام مرگ شصت و سه سال داشت.     

دیدگاه‌ها»

1. Babak - می 21, 2008

Are you coming to Shajariyan’s concert in Chicago? Hope to meet you there

2. chicagonameh - می 22, 2008

من یک کمی با قیمت بلیطش مشکل دارم. در نتیجه ترجیح می دهم نیایم. یک فرصت دیگه شاید.