روشنفکری ایرانی و گرته برداری تاریخی می 12, 2008
Posted by chicagonameh in Uncategorized.trackback
یکی از پرسشهایی که این روزها از خودم می پرسم برداشتهای روشنفکران ایرانی از تاریخ است. به عنوان نمونه شما تاریخ اسپانیا را بخوانید، جامعه ای که در آن مذهب نقش قابل توجه ای دارد و حتی در جنگ داخلی این سرزمین نقش مهمی ایفا می کند. تا بدانجا که پاپ و رهبر کلیسای کاتولیک فرانکو را شمشیر مسیحیت می خواند. این کشور تضاد و تنازع مذهب و مدرنیته را تجربه می کند و لحظه هایی را شبیه به آنچه که سرزمین ما از سر گذرانده است در تاریخ خود ثبت می کند. اما چرا در ادبیات دهه پنجاه ایران خبری ازاین تجربه ها نیست؟ واقعا درباره جنگ داخلی اسپانیا، مبارزه علیه فاشیسم و تحولات سیاسی اجتماعی آن دوره اروپا جز چند داستان رومانتیک چه چیز دیگری نسل روشنفکر ما درباره آن دوره خوانده بود؟ و چگونه آن حوادث را تحلیل کرده بود؟
به نظر می رسد ما دچار یک گرته برداری تاریخی هستیم و پیش از آنکه به دنبال تحلیل حوادث تاریخ معاصر، عوامل و انگیزه های بازیگرانشان باشیم به دنبال “باور” داشتن یک قرائت وارداتی از این حوادث هستیم که از چندین فیلتر ایدئولوژیکی گذشته است تا به ما برسد. در این برخورد برداشت ما بیشتر عاطفی و از سر شیفتگیست تا برخوردی تحلیلی.
روشنفکری ایرانی خود مبتلای این سنت است و به جای سنت شکنی و پرسش تنها بتان دیگری را تعریف کرده است. از این زاویه است که بسیاری از رفتارها مشابه می گردند از این دیدگاه گروههای مختلف تنها شیفتگان اشخاص و گروههای متفاوتی هستند. این گروهها حتی از تایید وجود دیگران خود را معاف می دانند و آنها را متهم به “خیانت”، “وطن فروشی” و یا “خدمت به اجانب” می دانند. و به این ترتیب گویی تحولات سیاسی و اجتماعی ایران برای اولین بارست که روی می دهند و برای آنها شبیهی پیش از این نبوده است.
به نظر می رسد که زمان شکستن سنت گرته برداری تاریخی در ایران مدتهاست که فرا رسیده است.



یعنی بد باهات موافقما! یعنی بد!
Mersi Baradar e Arjmand
[...] درست کنیدعکس روز: نگاهِ آشناانتقاد تند از مهران مدیریروشنفکری ایرانی و گرته برداری تاریخیگوگل دوستها را هم وصل میکندعکس روز: پله برای پله [...]