آمریکا چگونه….پدران بنیانگزار: جورج واشنگتن(1) مارس 10, 2008
Posted by chicagonameh in تاریخ.add a comment
این برادر تگزاسی ما با تسلط آمد و داستان را تمام کرد. و ما در اندر خم یک کوچه مانده ایم. در آخرین یادداشت گفتم که به پدران بنیانگزار یا Founding Fathers خواهم پرداخت. گرچه در میان ایشان نامهای بزرگ بسیاری وجود دارد که شایسته اعتنا و مطالعه است، این یاددشاتها به چهار شخصبت اصلی محدود خواهد بود: جورج واشنگتن که در عصر خود به سمبل استقلال آمریکا تبدیل شد، بنجامین فرانکلین دانشمند، مخترع، روزنامه نگار و قدرت فکری انقلاب، جان آدامز حقوقدان، زارع و طراح استقلال و توماس جفرسون. از این چهر نفر سه نفر به ریاست جمهوری آمریکا رسیدند.
در تاریخ آمریکا جورج واشنگتن مرکز توجه و سمبل انقلاب 1776 است. هر ساله یک یا دو زندگینامه جدید درباره او نوشته می شود و تقریبا همه ایالتهای آمریکا شهری به نام او دارند. با اینهمه جورج واشنگتن که بود؟ دومین فرزند پسر یک زارع ویرجینایی در 1732 به دنیا آمد. پدر و برادر بزرگش در خانه به او خواند و نوشتن آموختند. او هرگز به مدرسه نرفت. با اینحال در خودآموزی سخت کوشا بود و یک جزوه درباره قوانین معاشرت اجتماعی نوشت. در جوانی به عنوان نقشه کش در مرزهای بکر ویرجینیا به سفر پرداخت و سپس به نیروی نظامی محلی ویرجینیا پیوست. او همچنین زمیندار و کشاورز موفقی شد. در جنگ با فرانسویان و سرخپوستان شرکت کرد و پس از این جنگ و استعفا از خدمت نظام به توسعه املاکش پرداخت.
جورج واشنگتن از نظر طبقاتی به ”آقایان” ویرجینیایی تعلق داشت.ایشان در حالیکه لقبی اشرافی نداشتند و به آریستوکراسی بریتانیا تعلق نداشتند، بواسطه پیشتازی در زراعت و موفقیت اقتصادی مرفه و در عین حال رهبران اجتماعی نواحی مختلف ویرجینیا بودند. مانند ایشان جورج واشنگتن به فضائل فردی باور داشت و به رعایت آنها می کوشید. او به عنوان عضو مجلس قانونگذاری ویرجینیا انتخاب شد و از جمله کسانی بود که تقاضای ممنوعیت واردات انگلیسی را کرد. همچنین در فاصله 1760 تا 1764 به عنوان قاضی در فیرفکس ویرجینیا به قضاوت پرداخت. در پی بالا گرفتن تنش بین مستعمره نشینان و بریتانیا به عنوان عضو کنگره سراسری به نمایندگی از ویرجینیا انتخاب شد.
در سال 1775 کنگره ارتش قاره ای Continental Army را تاسیس کرد. با توجه به سابقه نظامی، وجاهت اجتماعی و حمایت ایالات جنوبی جورج واشنگتن انتخاب بی رقیب برای فرماندهی این ارتش بود. با اینحال برای مدت مدیدی اختیارات فرماندهی او محدود بود و بسیاری از تصمیمات اصلی توسط کنگره گرفته می شد. پس از محاصره موفق بوستون، آخرین پایگاه ارتش بریتانیا در شمال شرقی، توسط جورج واشنگتن، ارتش بریتانیا تصمیم به رها کردن این بندر گرفت. با اینحال این موفقیت نظامی بزودی در برابر سقوط نیویورک و نیوجرسی رنگ باخت. ارتش بریتانیا با پشتیبانی یکصد فروند کشتی در بروکلین و نیویورک پیاده شد و خطوط دفاعی ارتش آمریکا را در هم کوبید. کنگره در اثنای این حملات اعلام استقلال کرد.
اشتباهات استراتژیک و تاکتیکی واشنگتن در این شکستها نقش موثری بازی کرد. با فرا رسیدن آخرین ماه 1776 ارتش آمریکا در پناه رود دلاور توانست به تجدید قوا بپردازد. در اولین سال فرماندهی خود جورج واشنگتن و افسران غیر حرفه ایش جز شکست در کارنامه خود چیز دیگری نداشتند، با اینحال …. .
در کریسمس 1776 ژنرال واشنگتن ارتش شکست خورده و پا برهنه خود را در یک عملیات شبانه با استفاده از قایقهای ماهیگیری از دلاور گذراند و به پادگان سربازان آلمانی ارتش بریتانیا در نیوجرسی حمله کرد. در نبردی که به عنوان نبرد پرینستون به یاد آورده می شود، این پادگان و نیروی کمکی اعزامی به آن در هم کوبیده شدند. این پیروزی روحیه را به ارتش آمریکا بازگرداند.
جورج واشنگتن که به عنوان یک فرمانده نظامی در 1776 ناموفق بود، نگذاشت شکستهایش روحیه ابتکار را از او بگیرد. شهامت او در رهبری یک ارتش شکست خورده که در سرمای سخت زمستان هفته ها در حال عقب نشینی بود، در یک شبیخون موفق که مستلزم عبور از یک رودخانه مملو از یخهای شناور بود اعتبار او را به عنوان یک فرمانده نظامی تثبیت کرد….. ادامه دارد.


