jump to navigation

اوباما، کلینتون و مک کین فوریه 12, 2008

Posted by chicagonameh in زندگی روزمره-سیاسی.
2 comments

امشب سناتور اوباما انتخابات مقدماتی را در واشنگتن دی سی، مریلند و ویرجینیا برد و برای مبارزه انتخاباتی به ویسکانسین آمد. سناتور کلینتون  در حال مبارزه انتخاباتی در تگزاس است. سناتور مک کین جمهوریخواه که در حال حاضر نامزد ریاست جمهوری از سوی این حزب به شمار می آید روز خوبی را در ویرجینیا گذراند. هر سه نفر امروز سخنرانی کردند، سه سخنرانی متفاوت و با سه هدف متفاوت. 

 سناتور اوباما درحال حاضر ستاره سیاسی روز است. او که از پدری کنیایی و مادری آمریکایی به دنیا آمده است هر روز با نیروی بیشتری به تبلیغ  می پردازد. سخنرانی امشب او در مدیسون تکرار و چکیده سخنرانیهای پیشین او بود.  او خطاب به حضار گفت که نمی توان از تکرار بازی سیاسی در واشنگتن با بازیگران همیشگی نتیجه دیگری انتظار داشت. تکیه کلام او این روزها:” آری ما می توانیم!” Yes We Can! است. او ، که سخنران مبرزیست، با مرور تاریخ آمریکا گفت: ” پدران بنیانگذار ما زمانی به دنبال استقلال رفتند که هیچکس برای آنها شانسی قائل نبود با اینحال ایشان گفتند: ما می توانیم. مبارزان الغاء برده داری از سوی معاصرانشان سرزنش می شدند با اینحال ایشان گفتند: ما می توانیم.”

 او درباره نظام تامین اجتماعی و لزوم بیمه همگانی برای همه آمریکاییان سخن گفت، همچنین از خاتمه جنگ در عراق و از لزوم مذاکره با رهبرانی که مخالف آمریکا هستند. او از کاهش مالیات در دوره بوش انتقاد کرد و وعده داد به مسائل طبقه متوسط و کم درآمد آمریکا توجه کند. او همچنین یادآور شد که بر خلاف خانم کلینتون او در ایالات بیشتری فاتح انتخابات بوده است.

سناتور کلینتون که در هشت رقابت قبلی بازنده بوده است و از هم اکنون خود را در ویسکانسین بازنده می داند در حال مبارزه برای رای تگزاس است. در این ایالت از هر پنج نفر رای دهنده یک نفر لاتین یا اسپانیایی زبان است و خانم کلینتون پیروزی خود در کالیفرنیا را مدیون رای دهندگان لاتین است. او که در ال پاسو صحبت می کرد، وعده بیمه ای همگانی را داد که همه قادر به پرداخت حق بیمه آن باشند. او همچنین وعده داد که حداقل دستمزدها را به 9 دلار و 50 سنت افزایش دهد. با اینحال کارت برنده او اصلاح قانون مهاجرت بود که بسیاری از اسپانیایی زبانان خواهان آن هستند.

خانم کلینتون به پیروزی در تگزاس احتیاج دارد و امشب در نقش یک سیاستمدار حرفه ای ظاهر شد که وعده هایی رای پسند به رای دهندگان می داد. رقابت خانم کلینتون با سناتور اوباماست. حال آنکه سناتور اوباما از هم اکنون به مبارزه انتخاباتی با سناتور مک کین پرداخته است.

 سناتور مک کین جمهوریخواه عجیبی است. آقای اوباما او را یک قهرمان واقعی آمریکا می خواند، گرچه سیاستهایش را قدیمی می داند.  مک کین جوان یک خلبان نیروی دریایی بود که در جنگ ویتنام جنگنده اش بر فراز هانوی مورد هدف قرار گرفت. او بقیه مدت زمان جنگ را در زندان مخوف هتل هانوی به عنوان یک اسیر جنگی گذراند، در حالیکه از زخمهایش رنج می برد. در نتیجه آن زخمها او  قادر به حرکت آزادانه بازوانش نیست.

سناتور مک کین از مخالفان جدی سیاست جورج بوش در کاهش مالیاتها بود. همچنین از سرسخت ترین منتقدان رامسفلد وزیر دفاع سابق و منتقدان نو محافظه کاران بوده است. او از اولین کسانی بود که تقاضای حسابرسی پیمانکاران نظامی را کرد و با پیوستن به یک سناتور دمکرات قانون کمکهای مالی به مبارزات انتخاباتی را اصلاح کرد و برای خود دشمنان جمهوریخواه بیشتری ایجاد کرد. با این حال سناتور مک کین همچنین از معدود کسانی بود که از افزایش نیروهای آمریکایی در عراق حمایت کرد و می کند. او که سناتور آریزوناست در مورد مساله مهاجرت به دمکراتها نزدیکتر است تا محافظه کاران. او همچنین با پیروان کلیسای انجیلی  و گروههای بنیادگرای مسیحی  رابطه نزدیک جورج بوش یا مایک هاکبی را ندارد. 

 امشب او در آلکساندریا، ویرجینیا صحبت می کرد. محورسخنان او  امنیت ملی، دستاوردهای آمریکا و مبارزه با دشمنان تروریست کشور بود. او بر دولت کوچک و کاهش مالیاتها تاکید کرد. و در یک انتقاد نهفته از رقبای خود او گفت که نباید برای خدمت به عقیده و منافع فردی یا حزبی دولت را بزرگ کرد یا مالیاتها را افزایش داد. او آمریک را تاریخساز خواند و نه قربانی تاریخ.

تفاوت آشکار مک کین و اوباما در این نکته است که یکی شهروند متوسط آمریکایی را دچار مشکلات روزافزون اقتصادی می بیند و در نتیجه بر این باور است  که او خواهان اصلاحات در ساختار سیاسی است. دیگری آمریکا را ابرقدرتی می بیند که در حال مبارزه ای برحق برای دمکراسی و منافع حقه خود است. و باور دارد که شهروند متوسط امریکایی خواهان ادامه این مبارزه است. نتیجه این انتخابات تعیین خواهد کرد کدام مهمتر است: اقتصاد ملی یا امنیت ملی.  

فواره اشکها AiNADAMAR فوریه 12, 2008

Posted by chicagonameh in موسیقی.
add a comment

 فردریکو گارسیا لورکا مشهورترین قربانی جنگ داخلی اسپانیاست. او که یکی از بزرگترین شاعران معاصر اسپانیاست در زمان حیات خود با نوشتن نمایشنامه های مشهورش سبک جدیدی را در تئاتر اسپانیا پایه گذاری کرد. و البته عقاید پیشرو و تعلقش به جمهوریخواهان او را منفور بسیاری از راستگرایان و محافظه کاران اسپانیایی کرد. در نتیجه در آغاز جنگ داخلی در شهر زادگاهش  گرانادا  در اندلس بازداشت و بوسیله میلیشیا فاشیست شهر اعدام شد و کالبدش در گور گمنامی به خاک سپرده شد. او در هنگام مرگ تنها سی و هشت سال داشت. 

در دوره فرمانروایی فرانکو کلیه آثار لورکا ممنوع و بحث درباره او، مرگ و زندگانیش غیرقانونی اعلام شد. تنها پس از مرگ دیکتاتور در 1975 بود که لورکا به زندگی ادبی اسپانیا بازگشت و بسیاری از آثاراو تجدید چاپ شدند. در نتیجه علیرغم آنکه بیش از 70 سال از قتل او می گذرد لورکا یک چهره ادبی معاصر به شمار می آید که هر روز درباره او و افکارش اثر جدیدی منتشر می شود. هفته گذشته سمفونی ارکستر شیکاگو اپرای AiNADAMAR یا فواره اشکها نوشته اسوالدو گولیجیو Osvaldo Golijov  موسیقیدان آرژانتینی را اجرا کرد که با الهام از زندگی این شاعر در سال 2003، پنج سال پیش،  نوشته شده است.

  داستان از زبان مارگاریتا خیرگو هنرپیشه محبوب لورکا بیان می شود. او که در تبعید در اوروگوئه است، در پشت صحنه در حال آماده شدن برای اجرای نقشی در یکی از نمایشهای لورکا، ماریانا پیندا، است. در این دقایق ذهن او به گذشته سفر می کند. و در سه پرده  آشناییش با لورکا، عقاید او و  تهمتهایی را که به او زده می شد به خاطر می آورد.  داستان با یادآوری این نکته پایان می پذیرد که اندیشه های لورکا و نمایشهایش  در آمریکای لاتین زنده است. و اندیشه هرگز نمی میرد.

  اپرا تمی اسپانیایی دارد و از درام و گیتار فلامینکو بهره می برد. درتدوین موسیقی گولیجیو به موسیقی کلاسیک وفادار مانده است و از تمهای اسپانیایی فراوانی استفاده می کند، بی آنکه به پیچیدگی تمهای موسیقی کلاسیک معاصر مبتلا شود. با این حال عناصر مدرن به غنای اپرا و قدرت تاثیر گذاری آن می افزایند. استفاده از نوارهای رادیویی فاشیستهای اسپانیا و صدای غریب گویندگانی که وعده کشتار و انتقام می دهند برای شنونده شکی در اهریمن منشی فاشیسم فرانکو نمی گذارد. 

 اپرای AiNADAMAR  اپرای قدرتمندیست که براستی بخشی از شور لورکا را برای زندگی، ادبیات و سمبلهای آزادی به تصویر می کشد. برنامه هفته گذشته از هنرمندان قدرتمندی بهره می برد که به غنا و زیبایی این اثر افزودند. میگل هارث- بدویا ارکستر را رهبری  کرد و داون اوپشاو با صدایی سوپرانو و مهارتی خارق العاده به ایفای نقش ماگاریتا پرداخت. کلی اکانر با صدای مزوسوپرانو نقش لورکای جوان را ایفا نمود. و انتخابی شایسته برای شاعری جوان بود که در زمانی آبستن مرگ به  اسپانیا بازگشت “تا در میان ویرانه ها، ترانه ای سترگ بسراید”.