بوسه بیشرمی فوریه 2, 2008
Posted by chicagonameh in زندگی روزمره.trackback
هفته گذشته یک دانشجوی ایرانی بیست و پنج ساله مقطع دکترا با پذیرفتن جرم خود در یک دادگاه کانادایی به دو ماه زندان محکوم شد. از آنجا که سه هفته در زندان بوده است و قاضی هر روز را دو روز در نظر گرفته است پس از تحمل هجده روز دیگر آزاد خواهد شد. جرم ایشان؟ بوسیدن سینه یک دختر بیست ساله کانادایی در آسانسور، که ضرب و جرح جنسی قلمداد می شود. در دفاع از خود دانشجوی مذکور به دادگاه گفت: که وقتی سینه های بیرون است نمی توان از همه مردان توقع داشت که خود را کنترل کنند.
احتمالا این داستان به زودی به داستان با مزه ای تبدیل می شود که او به دوستان خود خواهد گفت و با هم به بی ظرفیتی دختر خانم کانادایی خواهند خندید. البته ایشان گناهی ندارند.همیشه تقصیر زنان زیباست که مردان را تحریک می کنند، گاهی با پوشیدن چکمه تبرج می کنند و گاهی در آسانسور در کشوری غیر از ایران یک پیراهن معمولی می پوشند. مردان قرار نیست کنترلی بر رفتار خود داشته باشند، می توانند ببوسند وتجاوز کنند و احساس بیگناهی کنند.
من امروز شرمسارم، من امروز شرمسار جوان احمقی هستم که علیرغم پیشرفت تحصیلی در او نه از شعور، نه از وقار و نه از شخصیت خبری نیست. شرمسارم چون مرد هیزی راه آسان را برگزیده است و به جای باور کردن مسوولیت، به جای کنترل خویش و به جای انسان بودن به حیوان وقیح و بیشرمی تبدیل شده است که گویی از محیط اطراف خود هیچ می آموزد و تنها می جهد.
واقعیت اینجاست که از مردان می توان و باید توقع داشت که خود را کنترل کنند و مردان باید خود را کنترل کنند. وگرنه پدر دانشجوی مذکور تا کنون برای ایشان چندین دوجین خواهر و برادر ناتنی مهیا کرده بود. این بهانه، این باور و این تاکتیک که زنان گنهکارند چون زیبایند و چون جذابند بر مردان حرجی نیست، پیراهن نخنمایی است که هرزگی دلیل پردازان را می رساند؛ چقدر حماقت و چقدر وقاحت.
آیا وقت آن نرسیده که ما خود در جمع خود این باورهای هرزه پرور را کنار بگذاریم؟ آیا وقت آن نرسیده است که به خود و به دوستانمان یادآور شویم که کرم از ماست و ما مسئولیم؟ نه زنان، نه طرح امنیت اجتماعی و نه سرکوب امیال؟ ما مسئول اعمال خود هستیم و مسئول غفلتمان از آموزش جنسی. اینجا که امکانات هست! بیایید یاد بگیریم ویاد بدهیم.
پ.ن. در بالاترین به این مطلب لینک داده شده است و یکی از خوانندگان ذکر کرده است که کسی درباره این ماجرا چیزی جز خبر روزنامه و یک جمله نمی داند. حق با ایشان است ولی این جمله با هر مقدمه و موخره ای که گفته شده باشد، نادرست بوده است. هدف این یادداشت محکوم کردن یک فرد نیست بلکه هدف بازنگری باورهای اجتماعی-فرهنگی ماست که بر رفتارهایمان تاثیر می گذارد و یادآوری این نکته که فرد مسئول اعمال خود است. متاسفانه گاهی سناریویی جز آنچه که رخداده است وجود ندارد و امید بستن به اینکه در پس پرده چیز دیگری بوده است جز مغلطه اندازی چیز دیگری نیست.



همينها هستن که آبروي ايرانيها رو ميبرن ديگه.
This belief that women have to cover up so that men don’t have to control their instincts, is unfortunately is a belief imposed and enforced for so many years (and still) in Iran. But you do expect better judgments from an educated person… . That’s the sad part of the story. l
Look at this too : http://www.visayandailystar.com/2008/February/01/negor4.htm
a few more incidents like this and we will be known as the rapist nation in the world. l
يكي بياد به اينا بگه كه تو بقيه دنيا به زن به عنوان وسيله تبرج نگاه نمي كنن.
اين دانشگاه هايي كانادايي (و بقيه جاهاي دنيا) كه اينقدر با حساسيت سوابق تحصيلي آدم رو دنبال مي كنن و گاهي حتي شوتت مي كنن يك مقطع پايين تر كه به خاطر كيفيت آموزشي پايين تر تو ايران دوباره همون درسايي رو بخوني كه قبلاً خوندي مگه نمي دونن ما در اين زمينه نه تنها آموزشي نداريم كه همش آموزش منفيه! اين آقاي دكتر بعد از اين با سوات (!) مگه نمي دونه اين كرم از خودش بود و… مال ايرانه. بقيه دنيا ديگه از اين خبرا نيست.
خود حركت خيلي احمقانه بود، درست. تو اين شرايط، با اين ديد بد دنيا نسبت به ايران و با اين خوراك تبليغاتي اي كه درست كرد احمقانه تر بود بازم درست. اما دفاعي كه اين مثلاً دكتر بعد از اين از خودش كرده و حرفايي كه راجع به كنترل و… (و لابد مسئوليت اجتماعي زنان در قبال توانايي كنترل ايشون!) زده ديگه واقعاً غيرقابل تحمله.
Well I think this story is being overwhelmingly exaggerated; Most of these college girls (read it freaking whores) spread their pussy like a fucking pig for these black bro niggars and they speak about it with pride next day to their freinds. Now this little whore is been period that day or what I have no clue, perhaps she is been on a painful period and not feeling horny that day; the poor (and also stupid) iranian guy goes and kiss her tits. well, there was easier ways to do that but even when you did it you should have never admit you have done so.
کاملاً موافقم با شما. همه دنیا که نمی تونن به واسطه عدم کنترل داشتن روی خودمون, آزادی شون رو محدود کنن. تو ایران این کار رو کردن و نتیجه ش رو در خارج داریم می بینیم.
جالب ترین چیزی که ما همیشه فراموشش می کنیم ذات آدمیه که بهش جهت میده
فرهنگ از خانواده بیدار میشه و در جامعه تو مسیره خودش تقویت میشه
خلاصه سرت رو هر طرف بچرخونی یه بی آبرویی می بینی که واسه ایرونیا مونده.
http://gooshzad.blogspot.com/2008/02/blog-post.html
حتما دختره سید بوده و داداشمون میخواسته ثواب ببره!
The 4th comment here is exactly what the writer is condemning in his post :(
عجب دنيائي است. خودمونيم ما ايراني ها هميشه بايد باعث بشيم يه جاي كار بلنگد. وقاهت آموزه هاي آخوندي ايران را به بلاد غربيه برده و مي انگارد كه دنيا همه برده و بنده ما ايراني هاست . اين هم از اموزه هاي ديار ايران زميني كه احمدي نژاد را بر مي گزيند و مصباح يزدي خط مشي ديني آنها را تدوين مي كند.
دست مريزاد ايراني
سرکار خانم پروفسور !
این یک غریزه ی انسانی است حالا هی تو بیا تحلیل کن و سخنرانی تحویل بده و از شخصیت و شعور این چیزها حرف بزن
“این چیزها اصلا ربطی به شعور ندارد اصلا مرد در مورد این جور مسائل بی شعور است”
دکتر حسن رحیم پور
حال اگر شما فکر می کنید می توانید جلوی این بی شعوری را بگیرید و به مرد درس شخصیت و کنترل بدهید خب هنجره یتان را پاره کنید ولی اگر فکر می کنید سر سوزنی موثر است اشتباه می کنید چه شما بگویید آن جمله درست است چه بگویید غلط است قانون طبیعی دنیا به خاطر شما تغییر نمی کند! تا بوده است همین بوده است و البته خواهد بود (جسارتا می توانید در هر زمان یا موقعیتی که خواستید امتحان کنید)
و البته این به معنای بی گناهی پسره نیست اما شما هم نمی توانید از آن بی گناهی “زن زیبای مظلوووووووم” را نتیجه بگیرید.
هر دو به یک اندازه مقصرند و بیش از همه آن یاروی کثیفی که فیلم را منتشر کرده