jump to navigation

کریسمس دسامبر 24, 2007

Posted by chicagonameh in زندگی روزمره.
trackback

جایی مسیحای هندل را می خوانند: “و امشب کودکی زاده می شود در میان ما

خیابانها خلوت است. وگاهی صدای ماشینی که از شام آخر جا مانده است و شتابان می راند سکوت را برهم می زند. یکی از آن شبهاست. بخصوص برای دانشجویان ایرانی اینجا و آنجا تک افتاده در دانشگاهها و خوابگاههایشان. همه دنیا رفته اند. کلاسها خالیست، اتاقها خالیست، دفترها خالیست، نوشته های روی وایت بوردها یک هفته است پاک نشده اند.

 همه چیز ساکن است و فقط صدای سکوت است که شنیده می شود. و تنهایی که توضیحی ندارد. و خانواده ای که دور است. و سوالی که پرسیده می شود و اراده ای برای به پیش رفتن. زندگی می گذرد.

 و کودکی زاده می شود در میان ما، تا از صلح بر زمین سخن گوید.”  

دیدگاه‌ها»

1. یوتا - دسامبر 27, 2007

خوشبختانه این حس دردناک رو که موقع شادی عمومی تنها باشم و دور از خانواده رو- هیچ وقت نداشتم .
پدرم اما برایم تعریف کرده بود که سالهای اولیه کار دور از شهر خودش چهارشنبه سوری تنها و عید تنهایی را داشته است … دردناک است …