آمریکا چگونه آمریکا شد….پدران بنیانگذار(5) دسامبر 12, 2007
Posted by chicagonameh in تاریخ.trackback
پیش از آنکه واشنگتن پایتخت سیاسی و نیویورک پایتخت اقتصادی ایالات متحده باشد فیلادلفیا مرکز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایالات سیزده گانه آمریکا بود. کشاورزی پر رونق ایالت پنسیلوانیا، دسته بندیهای سیاسی خانواده پن و موقعیت بندری فیلادلفیا و نزدیکی نسبی آن به ایالات جنوبی باعث شده بود تا این شهر شاهد حوادثی باشد که استقلال آمریکا را به دنبال داشت.
در یکی از خیابانهای این شهر اتاقی قرار دارد که شبیه تالار جلسه نمایندگان کنگره استقلال ساخته شده است. این اتاق یک لحظه از تاریخ ایالات متحده را ثبت کرده است. در آن مجسمه های مردانی قرار داده شده است که با تصویب بیانیه استقلال راه را برای تاسیس ایالات متحده هموار کردند. در این اتاق مجسمه ها در جای حقیقی نشستن این افراد قرار داده شده اند و در مقابل پاهای هر کدامشان پلاکی قرار داده شده است که نام فرد، حرفه و ایالت محل نمایندگی او را نمایش می دهد و اینکه آیا او رای له یا علیه بیانیه استقلال داده است. آنانکه این بیانیه را تهیه و تصویب کرده اند در تاریخ آمریکا همه با یک نام شناخته می شوند: پدران بنیانگذار.
هر روز دهها جهانگرد و بازدیدکننده آمریکایی از این تالار که به سختی به اندازه یک اتاق بزرگ نشیمن امروزی است بازدید می کنند. گویی بنیانگذاران هم باور نمی کردند تصمیم ایشان و جمهوری نوپایشان موفق باشد.
هنوز بسیاری مجذوب این گروه کوچک افراد هستند که در مقایسه با همعصران اروپایی خود نه نجیب زاده و نه روشنفکربه شمار می رفتند، به استثناء توماس پین. مردانی مانند فرانکلین روزنامه نگار و مخترع بودند ولی در فلسفه و اندیشه اجتماعی به پای فلاسفه دائره المعارف نمی رسیدند. این گروه همچنین شامل سربازانی مانند جورج واشنگتن و فیلسوفی مانند توماس پین می شود.
بخش عمده ای از این گروه زمیندار و زارع بودند. نامه های آدامز، یکی از حامیان سرسخت استقلال و دومین رئیس جمهور ایالات متحده، به همسرش از این قلب حوادث سترگ سیاسی بیشتر شبیه یادداشتهای یک کشاورز است که نگران زراعت و دلتنگ خانواده خود است و این نگرانی در لابه لای سطرهایی که خبرهای سیاسی پایتخت و احساسات عاطفی آقای آدامز برای همسرش را بیان می کند واضح است. البته نمی توان انکار کرد که نامه ها سبک نگارش ظریفی دارد که نشانه سطح بالای مطالعه آقای آدامز و همسرش است.
گروهی از ایشان برده دار بودند و گروهی مخالف برده داری، گروهی به نوعی خود را وارث آریستوکراسی اروپایی می دانستند و گروهی به برابری باور داشتند. گروهی طرفدار سرمایه داری و تاجر پیشه و گروهی معتقد به مساوات و برابری. برخی کشیش و واعظ و برخی سکولار: توماس جفرسون نماینده ویرجینیا که سومین رئیس جمهور ایالات متحده است، اولین دانشگاه غیر مذهبی آمریکا را تاسیس کرد.
یادداشت بعدی به معرفی این شخصیتها خواهم پرداخت.



دیدگاهها»
No comments yet — be the first.