چطور آمریکا آمریکا شد نوامبر 14, 2007
Posted by chicagonameh in تاریخ.trackback
گویا یک برادر تگزاسی تصمیم گرفته است که کمی مردم را شیرفهم کنند که آمریکا چطوری آمریکا شده است. تصمیم بسیار شایسته و بجایی است که می تواند مشوق دوستان باشد در مطالعه تاریخ و ریشه اصولی که این جامعه را شکل دادند. یک نکته ای اینجا باید به آن اشاره بشود ترکیب مهاجرین اولیه به آمریکاست و عقایدی که با خود از اروپا به این قاره آوردند.
ملکه الیزابت اول در سال 1578 به همفری گیلبرت اجازه داد تا سرزمینهایی را از قاره جدید که سایر اروپاییان به آن ادعایی ندارند، مسکونی کند. در نتیجه آمریکای جنوبی مستنثی شد چون مستعمرات اسپانیایی و پرتغالی در سرزمینهایش در حال تاسیس بودند. گرچه اسپانیاییها مکزیک را تصرف کرده بودند ولی گروههای اعزامی ایشان به شمال طلایی پیدا نکردند و در نتیجه به این سرزمینها علاقه ای نشان ندادند. موج اولیه مهاجرین انگلیسی پیرایشگرانی بودند که از تعلیمات کلوین تبعیت می کردند و از زمان جیمز اول شروع به مهاجرت به آمریکای شمالی و سکنی گزیدن در ویرجینیا نمودند. گروه دوم اشرافزادگانی بودند که در فرار از حکومت کرامول به این قاره روی آوردند. در حالیکه گروه اول معتقد به تعلیمات دوره اصلاحگری بود، گروه دوم باورهایی از جمله تقدس مالکیت با خود به همراه آورد. گروه سوم که بعد از مرگ کرامول و آغاز دوره احیای سلطنت شروع به مهاجرت به قاره جدید نمود، سنتهای پارلمانی و الغای حقوق فئودالی پادشاه را به همراه آورد.
درگیریها و تشنجهای سیاسی قرن هفدهم در انگلستان گروههای مختلف مذهبی، سیاسی و اجتماعی را متقاعد کرد که مالکیت را به عنوان یک حق مقدس بپذیرند. بسیاری تا آنجا پیش رفتند که اعلام کردند پادشاه حق ندارد اموال خائنین را مصادره نماید و تنها می تواند به اعدام ایشان اقدام کند. این تحول عمده ای در طرز تفکر اجتماعی قرن هفدهم اروپا بود. یک قرن بعد جورج واشنگتن و زمینداران ویرجینیایی مشتاق تصاحب سرزمین اوهایو پادشاه انگلستان را مجاز ندانستند که مانع گسترش املاک ایشان بشود.
با توجه با اینکه اسپانیا در آمریکای جنوبی پایگاههای مستحکمی داشت و ابرقدرت دریایی زمان به شمار می رفت، بسیاری از قدرتهای نوظهور اروپایی چاره ای جز تاسیس پایگاه در آمریکای شمالی نداشتند. فرانسویان در کانادا و لوییزیانا، هلندیها در نیویورک که آنرا آمستردام نو می خواندند به تاسیس شهرهای جدیدی پرداختند. این باعث شد که برخلاف آمریکای جنوبی که توسط دو قدرت کاتولیک و مدافع تفتیش عقاید تصرف شده بود. آمریکای شمالی ماوای معتقدین به برداشتهای مختلفی از مسیحیت باشد. در نتیجه از همان ابتدا اروپاییان ساکن آمریکای شمالی ناچار بودند رواداری مذهبی را به عنوان یک اصل ضروری بپذیرند. حضور قدرتهای مختلف اروپایی در آمریکای شمالی باعث شد تا سرخ پوستان صاحب قدرت سیاسی و در نتیجه چانه زنی بشوند. طی قرون هجده و هفده اروپاییان قراردادهای بسیاری با سرخ پوستان ساکن ساحل اقیانوس اطلس امضا کردند که به بسیاری از آنها تا جنگهای استقلال آمریکا وفادار ماندند. مرگ یک پادشاه اسپانیایی به این تعادل خاتمه داد.



خوشحال شدم ديدمتون!